بررسی انتقادی سریالهای تاسیان و آبان: از یادآوری فیلمفارسی تا چالشهای روایتگری تاریخی
بررسی انتقادی سریالهای تاسیان و آبان از یادآوری فیلمفارسی تا چالشهای روایتگری تاریخی, سریالهای آبان و تاسیان بهتازگی وارد شبکه نمایش خانگی شدهاند و هرکدام با رویکردی متفاوت، توجه مخاطبان و منتقدین را به خود جلب کردهاند. آبان به کارگردانی رضا دادویی، دو هفته پیش جایگزین فصل چهارم زخمکاری شد و تاسیان اثر تینا پاکروان نیز در پلتفرم فردا پخش میشود.
این دو اثر تازه، جنبههای متفاوتی از درامسازی تلویزیونی ایران را به نمایش میگذارند. سریال آبان ترکیبی از تکنولوژی، قدرت و تابوشکنی آبان روایتگر زندگی زنی نابغه در حوزه هوش مصنوعی است که با خلق الگوریتمی پیشرفته، مورد نظر فریبرز ثابت، صاحب هولدینگ قدرتمند بازیشده توسط شهاب حسینی، قرار میگیرد. فضای داستان بر تضاد خیر و شر بنا شده که الگوئی رایج در درامهای پلیسی و جنایی شبکه نمایش خانگی است.
داستانی توسط برخی کارشناسان، یادآور تمهای فیلمفارسی پیش از انقلاب تلقی شده و به نوعی تابوشکنی محسوب میشود.
مجید مولایی به عنوان تهیهکننده، با سابقه کارهایی چون بانوی عمارت، نشان میدهد که میتواند این گرۀ خطرناک را با دقت مدیریت کند، اما مسیر نهایی داستان همچنان مبهم است و باید منتظر ماند تا ببینیم فیلمنامه چگونه با فرهنگسازی و صدمهشناسی مواجه میشود.
سریال تاسیان نگاه تاریخی با چالشهای بصری و محتوایی تاسیان با کارگردانی تینا پاکروان، روندی تاریخی-سیاسی را در پیش میگیرد که یادآور سریال خاتون است، اما ریتم و شدت آن کمتر به نظر میرسد.
اعتدال را فراتر رفته و باعث اعتراضات ستاد امر به معروف و نهی از منکر شده است.
از سوی دیگر، نقدهایی بر لحن و دیالوگهای بازیگران وارد شده که بیشتر به زبان امروز نزدیک است تا دهه ۵۰. با این حال، بازی بابک حمیدیان و هوتن شکیبا، گریم، موسیقی و کشش قصه، مخاطب را به تماشای قسمتهای بعدی میکشاند. ارجاع به چهرههایی چون عباس کیارستمی و بهرام بیضایی نیز تا کنون کارکرد دراماتیزهشدهای نداشته و بیشتر جنبه فضاسازی داشته است.
مقایسه و نتیجهگیری تینا پاکروان در مقایسه با خاتون، نوعی عقبگردی در قدرت روایتگری داشته و بیش از حد بر جنبههای بصری و وایرالسازی تمرکز کرده است.
نهایی را تعیین خواهد کرد.