کنکور و رؤیای پزشکی؛ استعدادهایی که در نظام آموزش فعلی هدر می‌رود

کنکور و رؤیای پزشکی؛ استعدادهایی که در نظام آموزش جاری هدر می‌رود – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان_تاشکن

[ad_1]
به گزارش تاشکن

به گزارش خبرنگار خبرگزاری مهر؛ هدایت تحصیلی و پذیرفتن دانشجو در رشته‌های دانشگاهی به‌اختصاصی در گروه علوم تجربی بوده است و نظام آموزشی سرزمین به‌طوری طراحی شده که فشارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، مسیر تحصیلی تعداد بسیاری از دانش‌آموزان را از علایق و توانایی های فردی آن‌ها جدا کرده و به سمت رشته‌هایی با جایگاه اجتماعی یا درآمد بالا سوق داده است؛ نتیجه این روال، شکل‌گیری یک جریان غلط در توزیع توانایی های ملی و تضعیف دیگر حوزه‌های علمی همانند علوم انسانی، اجتماعی و بین‌رشته‌ای است.

در همین جهت، او گفت‌وگویی با دکتر شهرام یزدانی، مشاور رئیس‌جمهور در امور آموزشی انجام شده است، تا به بازدید عمیق‌تر این بحران پرداخته شود؛ این او مباحثه، تلاشی است و برای باز کردن پنجره‌ای نو به سوی بازاندیشی در نظام آموزش عالی، روشن ساختن پیوند عمیق بین آموزش، عدل اجتماعی، اشتغال، و گسترش پایدار، و نیز هشدار نسبت به ادامه روندهای نادرست جاری که نه‌تنها توانایی های سرزمین را به هدر می‌دهد، بلکه نسل آینده را با بحران هویتی، روانی و شغلی روبه رو می‌سازد.

به گفتن سوال اول؛ به نظر شما آموزش چطور می‌تواند در حل مسائل سرزمین نیز پشتیبانی کننده باشد؟

آموزش به‌گفتن یکی از بنیادی‌ترین ارکان گسترش، نقشی کلیدی در از بین بردن چالش‌های چندوجهی سرزمین ایفا می‌کند. برخورداری از آموزش، نه‌تنها سطح زندگی فرد و خانواده را ارتقا می‌دهد، بلکه عرصه‌ساز بهبود شاخص‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی زیست‌محیطی نیز می‌شود و سطح سواد بالا با شراکت مؤثر در گسترش اجتماعی و افت ردپای اکولوژیک همراه است، در حالی که بی‌سوادی زیاد تر در پیوند با چرخه‌های معیوبی همانند فقر، ضعف سلامت، انزوای اجتماعی و فرسایش اندوخته اجتماعی قرار دارد.

با تمرکز بر عامل آموزش به‌گفتن علت مشترک تعداد بسیاری از مشکلات، امکان مداخله موثر فراهم می‌شود و هنگامی‌که معلول‌های متعدد در سطح جامعه به یک علت بازمی‌گردند، تمرکز بر آن علت کاری منطقی و راهبردی به‌شمار می‌رود.

طی دو دهه تازه، گرایش گسترده دانش‌آموزان به رشته علوم تجربی بدون افت ادامه یافته است. در روبه رو، رشته‌های ریاضی با کم شدن شدید استقبال روبه رو شده‌اند و علوم انسانی نیز تا نزدیک به هشت سال پیش با روندی نزولی مواجه بوده است، انتخاب مسیر تحصیلی در دوره دوم متوسطه، عمدتاً به سمت علوم تجربی گرایش دارد و این روال هم چنان صعودی باقی مانده است.

تمرکز بیشتر از اندازه بر پذیرفتن در رشته‌هایی همانند پزشکی و دندان‌پزشکی، تبعاتی فراتر از نظام آموزش عالی به وجود اورده است. گسترش سرزمین در گرو وجود متعادل توانایی های برتر در همه حوزه‌ها است، نه فقط پزشکی و مهندسی. افت اندوخته اجتماعی، بی‌ثباتی اقتصادی، تورم، و مشکلات سیاست خارجی ریشه در فقدان نخبگان در عرصه علوم انسانی و اجتماعی دارد. در تعداد بسیاری از کشورهای گسترش‌یافته، توزیع توانایی بر پایه علاقه، توانمندی و نیاز واقعی جامعه صورت می‌گیرد، نه بر پایه پرستیژ اجتماعی یا فشارهای فرهنگی و اقتصادی.

مثالای از این عدم توازن در نظام آموزشی، حالت مدارس توانایی های درخشان (سمپاد) است که با وجود بیشتر از ۶۰۰ مدرسه در سراسر سرزمین، تا سال‌ها حتی یک کلاس علوم انسانی در این شبکه فعال نبوده است و بعد از کوششهای مستمر، تنها یک کلاس هفت‌نفره در این حوزه راه‌اندازی شد که امروزه نیز فعالیتی ندارد. این چنین وضعیتی زنگ خطری جدی برای آینده نظام تصمیم‌سازی سرزمین محسوب می‌شود.

در حالی‌که سرزمین با مسائل ریشه‌داری در سیاست‌گذاری، فرهنگ، آموزش عمومی، روان‌شناسی اجتماعی و حکمرانی روبه رو است، استمرار تمرکز نخبگان فقطً در حوزه علوم تجربی نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای گسترده و پیچیده سرزمین باشد. رشته‌هایی همچون علوم انسانی، اقتصاد، جامعه‌شناسی، فلسفه، علوم تربیتی و مدیریت، نیازمند ورود توانایی های درخشان می باشند.

پر بیننده ترین سایت خبری تحلیلی فارسی زبان جهان ,اخبار سیاسی اخبار فرهنگ وهنر اخبار اجتماعی اخبار اقتصادی اخبار ورزشی و تکنولوژی را در سایت خبری تاشکن بخوانید.

یافته‌های پژوهشی مشخص می کند که حرفه پزشکی به سطحی از هوش متوسط نیاز دارد و این حقیقت نشان نمی‌دهد که این رشته قیمت کمتری دارد، بلکه بیانگر آن است که هوش بالا لزوماً در این مسیر بیشترین منفعت‌وری را ندارد، در نتیجه، هدایت نخبگان فقطً به‌سوی رشته‌هایی با تقاضای اجتماعی یا اقتصادی بالا، منفعت گیری بهینه‌ای از ظرفیت‌های فکری سرزمین محسوب نمی‌شود.

گسترش متوازن تنها با توازن در هدایت استعدادها محقق می‌شود، هدایت تحصیلی باید مبتنی بر توانایی، علاقه و نیاز سرزمین صورت گیرد. دستیابی به آینده‌ای روشن در گرو سیاست‌گذاری آموزشی دقیق، متعادل و چندبُعدی است. اصلاح این مسیر، ضرورتی راهبردی برای حل مسائل مزمن سرزمین در افق‌های طویل مدت به‌شمار می‌آید.

تردید در کارآمدی سازوکارهای جاری پذیرفتن در رشته‌های پزشکی؛ الزام بازنگری در نظام سنجش و پذیرفتن دانشگاهی

تمرکز بیش‌ازحد بر ورود به رشته‌هایی نظیر پزشکی و دندان‌پزشکی، نه‌تنها آینده فردی داوطلبان را به چالش می‌کشد، بلکه در سطح ملی نیز تبعات گسترده‌ای بر توزیع نامتوازن استعدادها بر جای می‌گذارد. کارکرد شغلی یک پزشک از حدی به سپس، تحت تأثیر عوامل غیر شناختی قرار می‌گیرد، و تمرکز نخبگان فقطً بر این حوزه، هم به صلاح خود آن‌ها نیست و هم تأثیری در خور دقت بر گسترش جامعه ندارد.

اکنون او گفت و گو بسیاری درمورد «تراز و معدل» پذیرفته‌شدگان در رشته‌های پزشکی و دندان‌پزشکی نقل می‌شود. این تراز به چه شکل عمل می‌کند و اصولاً جایگاه معدل در فرآیند گزینش چه مقدار اهمیت دارد؟

در جواب به این سوال، ابتدا باید به ماهیت اهداف ورود به دانشگاه دقت شود و نظام پذیرفتن دانشجو، طبق معمولً سه مقصد عملکردی؛ پیش‌بینی کارکرد تحصیلی مختصر‌زمان (دوران تحصیل عمومی پزشکی)، پیش‌بینی کارکرد تحصیلی طویل مدت (تخصص و بالاتر) و پیش‌بینی کارکرد شغلی در آینده را جستوجو می‌کند.

بازدید‌های بین‌المللی نشان داده‌اند که شاخص‌هایی نظیر معدل (یا همان (GPA در هیچ‌یک از این سه سطح، پیش‌بینی‌کننده قابل اتکایی نیستند. افرادی با معدل بالا در مدرسه یا آزمون کتبی، الزاماً کارکرد بهتری در دوره تحصیل پزشکی یا حتی در شغل پزشکی ندارند. اختلاف کارکرد بین افرادی که با معدل ۲۰ داخل دانشگاه خواهد شد با افرادی که نمرات پایین‌تری دارند، در عمل کمتر از ۵ درصد برآورد شده است؛ تفاوتی که به لحاظ آماری، قابل چشم‌پوشی است.

کنکور و رؤیای پزشکی؛ استعدادهایی که در نظام آموزش فعلی هدر می‌رود

این یافته‌ها در حالی نقل می‌شود که نظام پذیرفتن جاری، با تشکیل استرس و فشارهای شدید روانی بر خانواده‌ها و دانش‌آموزان، در عمل هزینه‌های زیاد سنگینی به جامعه تحمیل می‌کنند، بدون آن‌که بازده مساعد به همراه داشته باشند. مثالای از بازنگری در این سیاست‌ها، نظام آموزش عالی سرزمین هلند است. بعد از سال‌ها آزمون‌وخطا، دولت هلند به این نتیجه رسید که هیچ‌یک از راه حلهای سنتی پذیرفتن دانشجو برای رشته پزشکی، اعتبار علمی قابل دفاعی ندارند. به همین علت، این سرزمین اکنون با سیستم قرعه‌کشی (لاتاری ادمیشن) عمل به پذیرفتن در رشته پزشکی می‌کند.

با این تفاسیر، هم کنکور در شکل جاری و هم ورود متغیرهایی همانند معدل و تراز به فرایند پذیرفتن، در کل فاقد اثربخشی ملزوم می باشند، اما سختی و هزینه بسیاری بر جامعه داخل می‌کنند. به این علت، نیاز به اصلاحات بنیادین در نظام سنجش و پذیرفتن به شدت حس می‌شود. مطرح‌های پیشنهادی برای این اصلاحات، پیش‌تر در مرکز تحقیقات راهبردی آموزش پزشکی تدوین شده و به شورای عالی انقلاب فرهنگی اراعه شده‌اند، اما تا بحال آن‌گونه که باید مورد دقت قرار نگرفته‌اند.

اگر کنکور و معدل پیش‌بینی‌کننده‌های خوبی برای پیروزی نیستند، چه عواملی برای گزینش بهتر عمل می‌کنند؟

قسمت عمده‌ای از پیروزی در رشته‌هایی نظیر پزشکی، به ویژگی‌های شخصیتی، توانایی‌های اجتماعی، هوش عاطفی و سازگاری رفتاری بستگی دارد؛ ویژگی‌هایی که از طریق آزمون‌های کتبی قابل سنجش نیستند. به این علت، کشورهای تعداد بسیاری در دنیا، مسئولیت پذیرفتن دانشجو را به دانشگاه‌ها سپرده‌اند. دانشگاه‌ها با برگزاری مصاحبه‌های تخصصی، برسی توانایی‌های ارتباطی، خلاقیت، توان رهبری، و دیگر شاخص‌های غیرشناختی، سازوکار دقیق‌تری برای گزینش فراهم کرده‌اند.

در عین حال، به منظور جلوگیری از بی‌عدالتی احتمالی، یک نظر عملی، طراحی نظام پذیرفتن ترکیبی است: ابتدا یک آزمون سراسری به‌گفتن مرحله اولیه برگزار می‌شود و داوطلب با برگه نتایج خود به دانشگاه مراجعه می‌کند. دانشگاه نیز می‌تواند با فرآیند مستقلی همانند مصاحبه یا آزمون‌های اختصاصی، عمل به انتخاب نهایی نماید. این مدل، که پیش از انقلاب نیز در ایران توانایی شده می بود، اکنون به‌گفتن مدل بهینه در تعداد بسیاری از کشورهای پیشرو مورد منفعت گیری قرار می‌گیرد.

با دقت به نبوده است برتری قطعی رشته پزشکی در عرصه پیروزی فردی یا اجتماعی، چرا هم چنان ناظر حجم بالای تقاضا برای این رشته هستیم؟

در چهار تا پنج سال تازه، جهت‌گیری متقاضیان حتی در داخل رشته پزشکی نیز تحول کرده است. افزایش تقاضا برای گرایش‌هایی همانند پزشکی زیبایی و تخصص‌های پردرآمد پزشکی، نشان‌دهنده تحول در انگیزه‌های داوطلبان است. در واقع، مقصد مهم تعداد بسیاری از متقاضیان دیگر اراعه خدمت در مناطق محروم یا درمان بیماری‌های پیچیده نیست، بلکه تمرکز به سمت درآمد بالا و یا معیشت مکفی سوق اشکار کرده است. این روال، از یک سو علتاز بین رفتن انگیزه‌های اصیل در حرفه پزشکی و از نظر دیگر جهت دلسردی نظام سلامت سرزمین در فراهم نیازهای واقعی جامعه می‌شود.

در کل، شرایط جاری نظام سنجش و پذیرفتن، به بازنگری جدی و ساختاری نیاز دارد. تداوم حالت جاری، هم توانایی های سرزمین را در مسیر نامناسبی هدایت می‌کند و هم تبدیل بی‌عدالتی و ناکارآمدی در حوزه سلامت خواهد شد. برگشت دادن تصمیم‌گیری به سطح دانشگاه‌ها، اصرار بر ابزارهای سنجش ویژگی‌های غیر شناختی، و تمرکز بر پرورش پزشکان توانمند و متخلق به اخلاق حرفه‌ای، می‌تواند نقطه اغاز یک تحول واقعی در آموزش عالی سرزمین باشد.

کنکور و رؤیای پزشکی؛ استعدادهایی که در نظام آموزش فعلی هدر می‌رود

از شغل تا حرفه؛ صدمه‌شناسی سازوکار ورود به رشته‌های پزشکی در ایران

نظام جاری پذیرفتن دانشجو در رشته‌های پزشکی، نه‌تنها موفق به شناسایی دقیق‌ترین و مناسب‌ترین داوطلبان نشده، بلکه عرصه‌ساز مجموعه‌ای از نارسایی‌ها در نظام سلامت و حتی نارضایتی در بین خود دانش‌آموختگان این رشته‌ها شده است. یکی از صدمه‌های مهم در این مسیر، تفاوت نادیده‌گرفته‌شده بین مفهوم شغل و حرفه است.

از منظر سنتی، حرفه مفهومی عمیق‌تر از شغل دارد. در قرون ۱۶ و ۱۷ میلادی، تنها چند حوزه محدود همچون پزشکی، وکالت و معلمی، به‌گفتن «حرفه» شناخته می‌شدند. یکی از ویژگی‌های بنیادین حرفه در آن دوران، نبوده است رابطه مستقیم مالی بین فرد حرفه‌ای و خدمت‌گیرنده می بود. به همین علت، پزشک یا معلم مستقیماً از مراجعه‌کننده یا دانش‌آموز پول دریافت نمی‌کردند. ورود مبادله مالی مستقیم، کم کم وجه «خدمت‌محور» این حرفه‌ها را تضعیف کرد و آن‌ها را به مشاغلی با انگیزه‌های اقتصادی بدل ساخت.

آیا لیاقت ورود به حرفه پزشکی، فقطً بر پایه هوش و معدل قابل سنجش است؟

جواب منفی است؛ برسی‌های بین‌المللی و داخلی نشان خواهند داد که صرف معدل بالا یا کارکرد در آزمون‌های کتبی، ضمانت‌کننده‌ی تناسب فرد با این حرفه نیست. جمله‌ای مشهور از دانیل دافی، متخصص شناخته‌شده حوزه علوم پزشکی، به درستی این حقیقت را گفتن می‌کند: «با اهمیت ترین ماموریت‌ی یک حرفه آن است که تعیین کند چه فردی اجازه ورود به آن حرفه را دارد.»

این گزاره به ما یادآوری می‌کند که انتخاب دانشجو برای رشته‌ای همانند پزشکی، فقطً یک فرایند آموزشی نیست، بلکه مسئولیتی اخلاقی و اجتماعی است. اما اکنون سازوکار غالب گزینش به نحوی عمل می‌کند که نه توانایی فرد را می‌سنجد و نه حس ضمانت اجتماعی را. افراد تنها با نگاه به امنیت شغلی یا درآمد بالا داخل این مسیر خواهد شد، بدون آنکه خود را برای مسئولیت‌های سنگین آن آماده کرده باشند.

چرا نخبگان تمایل بسیاری به ورود به رشته‌هایی همانند پزشکی و دندانپزشکی دارند، و این چه تبعاتی دارد؟

جهت‌گیری نخبگان به‌سمت رشته‌هایی خاص، به‌اختصاصی پزشکی و دندان‌پزشکی، نتیجه مستقیم مخدوش شدن نظام ارزشی و معیارهای انتخاب شغلی در جامعه است. وقتی که انتخاب رشته فقطً بر پایه درآمد، پرستیژ یا آینده مالی صورت می‌گیرد، مفاهیمی همانند علاقه، توانایی، یا ضمانت اجتماعی و حرفه‌ای نادیده گرفته خواهد شد.

در این شرایط، رشته‌هایی که ماهیت آن‌ها بر خدمت، توانایی، و ربط انسانی محکم است، به حوزه‌هایی تبدیل خواهد شد که فقطً ابزار فراهم معیشت می باشند و این نگاه، در درازمدت، به تضعیف کیفیت اراعه خدمات و افت رضایت حرفه‌ای منجر می‌شود.

مطالعات تازه در شهر تهران، آمار دلواپس‌کننده‌ای را نشان داده‌اند. در بین رزیدنت‌ها یا دستیاران تخصصی، مقدار بالایی از افسردگی شدید، اضطراب و حتی افکار خودکشی گزارش شده است. این چنین نتایجی به‌وضوح مشخص می کند که افراد نه بر پایه عشق به طب یا رسالت انسانی، بلکه فقطً با نگاه اقتصادی داخل این مسیر شده‌اند. در حالی‌که تعداد بسیاری از این افراد، پیش از ورود به دانشگاه، زندگی واقعی خود را متوقف می‌کنند به امید این که بعد از آخر تحصیل به رفاه و رضایت برسند اما در نهایت، آن رضایت نیز حاصل نمی‌شود.

حالت عدل در توزیع درآمدها در رشته پزشکی چطور است و چه تأثیری بر انگیزه‌ها دارد؟

در نظام سلامت سرزمین، بی‌عدالتی عمیقی در سطوح گوناگون وجود دارد. نه‌تنها فاصله درآمدی بین پزشکان عمومی و متخصصان دیدنی است، بلکه تفاوت فاحشی بین درآمد قسمت خصوصی و دولتی نیز دیده می‌شود. این نابرابری، انگیزه پزشکان را از خدمت در مناطق کم‌برخوردار یا قسمت‌های دولتی افت داده و توزیع منبع های انسانی را با اختلال روبه رو کرده است.

کنکور و رؤیای پزشکی؛ استعدادهایی که در نظام آموزش فعلی هدر می‌رود

تأثیر این حالت بر دیگر رشته‌های حوزه سلامت چطور است؟

تمرکز شدید بر چند رشته خاص، جهت تضعیف دیگر شاخه‌های حیاتی حوزه سلامت همانند پرستاری، مامایی، بهداشت عمومی، تغذیه، و علوم آزمایشگاهی شده است. این روال، نه‌تنها زمان‌های شغلی در این رشته‌ها را افت می‌دهد، بلکه امنیت و کارایی نظام سلامت را نیز به خطر می‌اندازد. در تعداد بسیاری از کشورها، تیم سلامت متشکل از مجموعه‌ای از رشته‌ها است که به‌صورت هم‌افزا کار می‌کنند، اما در ایران، گرایش عمومی به‌سمت پزشکی و دندانپزشکی، این توازن را برهم زده است.

آیا این مسیر قابل اصلاح است؟

شرط ملزوم برای اصلاح حالت، بازنگری در نظریه انتخاب شغلی در ذهن جوانان است. انتخاب مسیر آینده باید از چارچوبی مبتنی بر شناخت مشکلات واقعی جامعه، توانایی فردی، و انگیزه‌های پایدار تبعیت کند. اما در شرایط جاری، نظریه انتخاب در جامعه ایران به مفهومی «دم‌دستی» و سطحی تقلیل یافته است؛ انتخاب‌ها بر پایه شهرت، درآمد یا پیشنهاد‌های ناآگاهانه شکل می‌گیرند، نه بر پایه خودآگاهی و تحلیل.

در پژوهشی که در یکی از مراکز سمپاد انجام شده، اشکار شده است که حتی نخبگان نیز دچار همین چارچوب انتخاب ساده شده‌اند. این قضیه مشخص می کند که مشکل فقطً مربوط به عموم مردم نیست، بلکه در بیشترین سطوح علمی و آموزشی نیز وجود دارد.

دسته بندی مطالب

کسب وکار

اخبار ورزشی

اخبار اقتصادی

فرهنگ وهنر

سلامتی

اخبار تکنولوژی

[ad_2]