سریال های تازه با پلتفرم های قارچی!
[ad_1]
به نقل از خبرنگار فرهنگی ، این روزها سخن از سریالهای تازه است؛ روزی رئیس صداوسیما و معاون سیما از «زیرخاکی» و «نونخ» تازه میگویند و پایِ «پایتخت» که آرام آرام مجدد به تلویزیون باز میشود و روزی هم سخن از سریالهای تازه نمایشخانگی است که یقیناً همانندِ قبل زیاد دور از رسانه ملّی نیست و سریالهایی که مجوز میگیرند تبلیغاتشان رویِ آنتن تلویزیون میرود.
این روزها سخن از وجود بازیگرانی است که حتی در سینما هم کمتر دیده خواهد شد همانندِ پیمان معادی یا پرویز پرستویی و حتی پانته آ پناهیها که گویی اخیراً ترجیح خواهند داد زیاد تر در قاب سریالهای خانگی دیده شوند و حجم قابل توجهی هم از تبلیغات رسانهای این سریالهای تازه با گمانهزنی پلتفرم پخش آنها را در فضایمجازی شاهدیم. این سریال قرار است از 16 اسفندماه با بازی پیمان معادی، سحر دولتشاهی، آزاده صمدی، مریلا زارعی و با وجود افتخاری و به گفتن مهمان مهران مدیری، امین حیایی و محمدرضا گلزار پخش خود را اغاز کند.
درمورد «زخمکاری» که محمدحسین مهدویان هرازچندگاهی ترجیح میدهد از صفحه مجازی خودش خبری را اظهار کند که فصل تازه آن در راه است و به زودی به پخش خواهد رسید. سریال «سووشون» نرگس آبیار که سخن از پخش آن در اواخر اسفندماه و حتی عید نوروز می بود که در نمایشگاه رسانههای صوت و عکس فراگیر در فضایمجازی رسماً اظهار شد. در این سریال هم میلاد کیمرام، بهنوش طباطبایی، مجید صالحی، هوتن شکیبا، سام فوق الاده، ترلان پروانه، فرشته صدرعرفایی به ایفای نقش پرداختند.
این چنین سریالهایی همچون «محبوبه شب» به کارگردانی آیدا پناهنده و بازی پارسا پیروزفر، پدرام شریفی و هدی زینالعابدین و یا «گردن زنی» سامان سالور و بازی مهران غفوریان، حسن معجونی، سمیرا حسنپور، رویا نونهالی و ترلان پروانه در راه است. سخن از «هزار و یک شب» مصطفی کیایی با بازی هدیه تهرانی، پرویز پرستویی، سحر دولتشاهی، پدرام شریفی، محسن کیایی و بهرام رادان به بین آمده و «بازنده» امین حسینپور با نقشِ اولی علیرضا کمالی و هنرمندی صابر ابر، سارا بهرامی، صدف اسپهبدی و پیمان قاسمخانی که زمانها است تبلیغِ آنها در فضای رسانهای انجام میشود و کنداکتور پخشی در شبکه نمایشخانگی رسماً اظهار نشده است.
قرار است یک قطب شمال با بازی فرزاد فرزین و فرهاد آییش و آناهیتا درگاهی ببینیم و «برای آخرین بار» تینا پاکروان که چند روزی است به طور جدّی خبرهای تشکیل آن نقل میشود. سریالی که همانندِ «خاتون» پربازیگر است و بابک حمیدیان، هوتن شکیبا، صابر ابر، پانته آ پناهیها، مهسا حجازی، محمدرضا غفاری، محمدرضا شریفینیا و امیرحسین صدیق در آن به ایفای نقش میپردازند.
سریال «ازازیل» حسن فتحی با بازی پریناز ایزدیار و مریلا زارعی و بابک حمیدیان که مدتی است نقل میشود. سریال «جنگل آسفالت» با بازی نوید محمدزاده، فرشته حسینی، امیرجعفری و ریما رامینفر هم گمانههایش در فضایمجازی آمده و «پوکر»، «بامداد خمار»، «بلیط یک طرفه» و «بی تو میمیرم» که از دیگر کارهای تازه شبکه نمایشخانگی است. این چنین سریال تازه کمال تبریزی که «بیعاطفه» نام دارد و گویا در سکوت خبری جلوی دوربین رفته است. رضا کیانیان، مریلا زارعی، بهاره افشاری، بهاره کیان افشار و حامد بهداد از بازیگرانیاند که نامشان به گفتن بازیگران این سریال در فضایمجازی نقل شده است.
اما در بعدِ همه این خبرها یک نوشته به طور جدّی دیده میشود؛ در وهله اول تمایل زیاد تر بازیگران از سینما و تلویزیون به سمتِ شبکه نمایشخانگی، کوچ تهیهکنندگان قدیمی و پلتفرمهایی که هر روز به طور قارچ در فضای نمایشخانگی سبز خواهد شد.
پلتفرمهایی که اشکار نیست به چه امیدی پای در این میدان میگذارند؛ در خوشبینانهترین شکلِ ممکن برای حقوق مخاطب! حتماً این عبارت همانند به شوخی است. به همانند تحلیل کوچ تهیهکنندگان و تمایل بازیگران به شبکه نمایشخانگی است که برای کیفیتِ آثار در تلویزیون و حتی بعضاً فیلمنامههای ضعیفِ سینما باشد!
اگر روشنتر بخواهیم درمورد این نوشته سخن بگویید کنیم حتماً او گفت و گو مالی و بیزینس تجاری نقل است؛ نه مخاطب که در فضایمجازی درمورداش سخن بگویید میشود.
اما نوشته مهم احتمالا پلتفرمهایی باشد که هر روز به طور قارچ سبز خواهد شد اما اشکار نیست این ویاودیها با چه کارکردها و فعالیتهایی به میدان آمدهاند؟ آیا به مخاطب فکر میکنند و برایشان برنامه دارند؟ چه اهدافی پشتِ پردهشان است و چه افرادی آنها را همراهی میکنند؟
از همه مهمتر چه مقدار به حقوق مخاطبان دقت دارند؟ مخاطبانی که امروز در تعداد بسیاری از روستاهای دورافتاده و مناطق محروم اصلاً به فضای ویاودیها به علت قیمت بالای اینترنت و اشتراکهای همین پلتفرمها دسترسی ندارند که در این بازار پراکنده، اثری را برگزینند.
به این علت این مسئله را باید در نظرگرفت پلتفرمها به طور قارچی میآیند و میروال و زیاد در بعدِ آمدنها محتوایی برای مخاطب بیرون نمیآید بلکه از تسهیلات راهاندازی و منفعتمندیهای دیگر منفعت گیری کند وگرنه برای مخاطب هیچ اندوخته و دغدغهمندی وجود ندارد.
به نظر میرسد ناظرین امر برای مجوز دادن به این پلتفرمها باید به این سمت بروند که چرایی این تأسیسها را جویا شوند. به پلتفرمها و رسانههایی اجازه و امکان وجود بدهند که مقصد و اهدافی را جستوجو کنند مخاطب برایشان اهمیت داشته باشند نه این که بخواهند اثری را به دنیایِ مجازی بیاورند که برای خانواده امروز هیچ هدفی را جستوجو نکند و به دردِ جامعه نخورد.
انتهای مطلب/
[ad_2]
منبع