دعای روز هجدهم ماه مبارک رمضان+ تفسیر_تاشکن
[ad_1]
به گزارش تاشکن
به گزارش خبرگزاری برنا؛ شرح دعای روز هجدهم ماه مبارک رمضان به شرح ذیل است :
«اللّهمّ نَبّهْنی فیهِ لِبَرَکاتِ أسْحارِهِ ونوّرْ فیهِ قلبی بِضِیاءِ أنْوارِهِ وخُذْ بِکُلّ أعْضائی الی اتّباعِ آثارِهِ بِنورِکَ یا مُنَوّرَ قُلوبِ العارفین.»
«خدایا آگاهم کن در آن برای برکات سحرهایش و روشن کن در آن دلم را به پرتو انوارش و بکار به همه اعضایم به پیروی آثارش، به نور خودت، ای روشنی قسمت دلهای حق شناسان.»
در این دعا عمده خواسته این است که از خدا بخواهیم برکاتفراوانى را که در ماه مبارک رمضان است، و نورانیتهایى را کهدر این ماه است، به واسطه اعمال صالحه، به واسطه عبادات، بهواسطه توجهات به سوى خدا، شامل حالمان گردانده و در قلبما داخل کند و نیز باز مىگوییم خدایا! من باید منفعت گیری بکنم از ماهرمضان. خدایا! همه اعضاء و جوارح مرا مُسخَّر کن تا آثار خیرىرا که امکان پذیر انسان در ماه رمضان برگیرد، من هم برگیرم،یعنى با همه وجود آماده بشوم و به جستوجو فهمیدن نمودن خیراتماه رمضان باشم.
غفلت از برکات ماه رمضان
همه مىخواهیم از این فیوضاتى که در ماه رمضان هست،محروم نشویم، طورى باشد که براى ادراک برکات این ماه، همهاعضاء و جوارحمان به کار بیفتد. چرا در این جا تعبیر به «نبهنى»مىکند؟ ببینید گاهى چیزى مىدانیم و یک زمان است که از آنچیز بىخبر هستیم. اما زمانى چیزى را مىدانیم ولى فهمیدنیستیم که آن را مىدانیم. مسلماً در بین مسلمانان کسى نیستکه از فضایل و برکاتى که براى ماه رمضان گفتن شده است، خبرنداشته باشد. در قرآن کریم، در روایت و در کتابها، آنهایى کهاهل کتاب و مطالعه بودهاند، خواندهاند. آنهایى هم که در کتابنخواندهاند، از وعّاظ و گویندگان شنیدهاند. همه مسلمانانمىدانند که این ماه بسیار پر برکت است، ماه رحمت است،ماه عزّت است، ماه شرف است. ماهى است که انسان باید ازبرکاتش منفعت گیری بکند، سفره ضیافت خدا افکنده است و باید باتمام وجود از این برکات منفعت گیری بشود، این را همه افراد مىدانندولى از آن غفلت دارند. همه ما اینها را مىدانیم، ولى خیلى کمپیش مىآید که درست از ماه رمضان منفعت گیری کنیم. کسى کهچیزى را مىداند ولى آن را مراعات نمىکند، مىگویند از آن چیزغفلت دارد. نظیر خواب که شما اگر علومى داشته باشید، وقتى کهبه خواب مىروید دیگر این علومتان اصلاً نه یادتان است و نه بهآن عمل مىکنید، در حالى که علم جایى نرفته است، علم باقىاست، چون به مجرد این که شما بیدار بشوید، مجدد هماندانستنىهایتان را مىدانید. خواب، علم را از بین نمىبرد. بله!یک زمان اگر مغز آدم از کار بیفتد – برای مثالً ضربهاى بخورد -امکان پذیر که علم او ناقص بشود یا از بین برود، ولى آدمخواب، گرچه الان بالفعل هیچ چیزى نمىداند، اما چیزى کههست، این خواب به منزله پردهاى است که بر روى معلومات اوافکنده شده است و الاّ معلوماتش از ذهن او خارج نشده است.لذا به مجرد این که بیدار بشود، همان معلومات را دارد و بههمان معلومات هم عمل مىکند. اکنون همه با این که مىدانیم ماهرمضان چه مقدار برکات و خیرات دارد و خداوند در این ماه چقدربندگانش را مىآمرزد و چه مقدار جایزه به آنها مىدهد یا اگر کسىعباداتى را که خداوند در این ماه معین کرده به جا بیاورد، چقدرثواب به او داده مىشود (براى مثال کسى که یک آیه از قرآن رابخواند، همانند این است که همه قرآن را ختم کرده است؛ کسى کهیک رکعت نماز در این ماه برقرار دارد، همانند این است که هفتادرکعت نماز برپاداشته است) این برکات را همه ما مىدانیم ولىچیزى که هست از آنها غافلیم؛ خوابیم و لذا به جستوجو آننمىرویم.
اگر اینها را نمىدانستیم، باید دعا بکنیم که خدایا! ما را بهفضایل و برکات ماه رمضان، دانا کن. این که نمىگوییم دانا کنبراى این است که همه ما مىدانیم که برکات ماه رمضان چقدرزیاد و خوب است، ولى چون به آن عمل نمىکنیم، همانند آدمىمىمانیم که خواب است و درمورد هر چه دارد اصلاً هوشیار نبودهو جستوجو عمل به آن چیز هم نیست. این است که تعبیر مىکند به«نبهنى» :
خدایا! مرا بیدار کن، من خوابم، من غفلت دارم، به جهتاین که نمىروم تا از این سفره ضیافت الهى که پهن است،منفعت گیری کنم.
نور روشنىقسمت مومن
اگر انسان این همه اعمال خیرى را که در ماه رمضان هستبه جا بیاورد، وقتى که از این ماه مبارک بیرون مىرود باید واقعاًپاک شده باشد و به کلمه صفا در دلش اشکار شده باشد. مناینها را نمىدانم ولى غافلم، پرده غفلت بر چشم من افکنده شدهاست. خوابم. خدایا! مرا بیدار کن تا در این ماه رمضان، از برکاتاسحارش منفعتمند شوم. یعنى آن همه منفعتها و برکات فراوانىکه در سحرهاى ماه رمضان هست که همان نفس بیدار بودنش،اگر همراه با دقت به خدا باشد ولو این که نماز شب هم نخواند،برکاتى شامل حالش مىشود. احتمالا یکى از فلسفههاى این کهحرف های شده است مخصوصاً سحرى خوردن در ماه رمضانمستحب است، براى این است که انسان ولو براى سحرىخوردن هم که باشد، بیدار شود. ولى این جور نباشد که بیدارشدن در سحر یا نشستن تا سحر، منحصر به این باشد که شکمرا از غذا پر کند و همه فکرش این باشد که چه مقدار به اذان صبحمانده تا چیزى بخورد و همهاش جستوجو شکم باشد، بلکه با لیاقتاست، دستکم در سحرىهایش هم توجهى به خدا بکند تا اینکه برکات سحر شامل حال او بشود. این است که مىگوید:«نبهنى» مرا بیدار کن در این ماه از براى برکات سحرهاى اینماه. «ونَوّر فیه قلبى بضیاء انواره».
نور ایمان و پرتوى از انوار ماه رمضان
خدایا! دل مرا نورانى کن و پرتوى از نور ماه رمضان را دردل من بیفکن تا دل من نورانى بشود. واقعاً اگر انسان در ماهرمضان به اعمال این ماه اخلاص و دقت داشته باشد، نورىفرا راه او واقع مىشود. پیشتر عرض شد که قیمت عمل، بهاخلاص و دقت است والاّ اعمال ظاهرى تنها صورت است. یکقالب است. انسان اگر قرآن بخواند، به قرآن دقت داشته باشد،نماز بخواند، به نماز دقت داشته باشد، در همه اینها هم اخلاصداشته باشد، اینها نور ماه رمضان است. اینها روشنى است؛روشنىهایى که خدا در دل مومن قرار مىدهد که چند جاىقرآن مىفرماید: «یسعى نورهم بین ایدیهم»۱
مومنان در روز قیامت، وقتى که مىآیند چراغ و نورایمانشان در جلوى رویشان واقع مىشود و ایشان را راهنمایىمىکند. این نور ایمان را باید از ماه رمضان بگیریم و از آنمنفعت گیری بکنیم تا روشندل بشویم. کسى که دلى روشن داشتهباشد، خدا مىداند در همین دنیا هم با کمال سعادت زندگىمىکند. این است که مىفرماید: قلب من را نورانى کن در اینماه، به واسطه ضیا و روشنى انوار ماه رمضان.
هدایت اعضاء و جوارح
بند بعدى دعا این است: «وخذ بکل اعضائى الى اتباع آثاره»:یعنى: خدایا همه اعضاء و جوارح مرا بسیج کن به سوى این که ازآثار این ماه منفعت گیری بکنند. یعنى دستم کارهایى را که باید انجامبدهد در این ماه انجام بدهد و زبان و جمیع اعضاء و جوارح مناز آثار ماه رمضان منفعت ببرند.
انسان با همه این اعضاء و جوارح، هم مىتواند اطاعت بکندهم مىتواند معصیت بکند. در اینجا عاجزانه از درگاه خدا مىخواهیم که: همه اعضاى بدن ما را براى پیروى کردن از آثارخیرى که در این ماه هست به کار بگیرد؛ «بنورک یا منّور قلوبالعارفین» به حق نور تواى روشنىقسمت قلبهاى ایمانآورندگان.
خدا نور است. غیر نور و روشنایى چیزى نیست. لذا مىگوییم: «بنورک» به حق نورانیت و تابناکى تو، اى کسى کهتابناک مىکنى قلوب عارفان را، و اى روشنگر قلوب کسانى کهاهل معرفتند.
خوب است که بنابر ظرافت معناى بند آخر این دعا، حُسنختام این او گفت و گو را این آیه مبارکه قرار دهیم که مىفرماید:
«اللَّه نورالسموات و الارض»۲، یعنى: خداوند نور وروشنایىقسمت آسمانها و زمین است.
۱٫ سوره مبارکه حدید، آیه ۱۲
۲٫ سوره مبارکه نور، آیه ۳۵
انتهای مطلب/
دسته بندی مطالب
[ad_2]
منبع