باور اشتباه تربیت بهتر فرزندان در مدارس غیر دولتی/ تعامل والدین و مدرسه راز موفقیت تربیتی دانش‌آموزان است

باور نادرست پرورش بهتر فرزندان در مدارس غیر دولتی/ تعامل والدین و مدرسه راز پیروزی تربیتی دانش‌آموزان است_تاشکن

[ad_1]
به گزارش تاشکن

برخی از والدین به این نوشته اصرار دارند که پرورش در مدرسه شکل می گیرد و دانش آموز باید در مدرسه غیر دولتی تحصیل کند تا پرورش بهتری داشته باشند و با این باور نقش خود و خانواده را کم رنگ قلمداد می کنند. در حالیکه اگر مدرسه و خانواده هم جهت و در راستای هم حرکت کنند، می توانند نسلی موفق پرورش شود. 

مدرسه و خانواده دو نهاد موثر در پرورش و سلامت روان دانش آموزان است و اموزش و پرورش  مطابق به سند تحول بنیاد و به گفتن یکی ازنهادهای مهم، پرورش را  به گفتن یک فرایند تعاملی با مقصد پشتیبانی به رشد و تکامل همه‌جانبه متربیان، مبتنی بر قیمت‌های اسلامی  تعریف می کند. 

محمدرضا سهیلی روانشناس تربیتی در او گفت‌و‌گو با خبرنگار برنا درمورد نقش مدرسه و خانواده در پرورش دانش‌آموزان، اظهار کرد: مطابق تعریف پرورش در سند تحول بنیادین، پرورش به گفتن یک فرایند تعاملی تعریف شده که مقصد آن پشتیبانی به رشد و تکامل همه‌جانبه متربیان، مبتنی بر قیمت‌های اسلامی است. این فرایند با مقصد هدایت متربیان به سوی آماده شدن برای زندگی نیکو و سعادتمندانه که در سند، از آن به‌گفتن حیات طیبه یاد شده، در همه ابعاد زندگی صورت می‌گیرد.

او گفت: این تعریف، پرورش را فرایندی پویا و گسترده در نظر می‌گیرد که نه‌تنها جنبه‌های فکری، دانشی و شناختی افراد را شامل می‌شود، بلکه جنبه‌های اخلاقی، جسمی و اجتماعی را نیز در بر می‌گیرد. آنچه در این تعریف اهمیت دارد،  نقش معلمان، مربیان در این فرایند که باید به طور تعاملی باشد، مورد تائید است.

این روان‌شناس تربیتی فرمود: خانواده و مدرسه دو نهاد تربیتی در نظام آموزش و پرورش است که نهاد مدرسه همان نظام رسمی آموزش و پرورش از مهد‌های کودک تا دانشگاه‌ها را شامل می‌شود.

این روانشناس درمورد تفاوت  تاثییر مدرسه دولتی و غیر دولتی فرمود: باوربه این که دانش آموزان در مدارس غیر دولتی پرورش بهتری نسبت به مدارس دولتی صورت می‌گیرد، باور غلطی است، دانش آموزان چه مدرسه دولتی و چه غیردولتی، همه فرزندان این سرزمین می باشند، امکان پذیر یک مدرسه از مدرسه‌ای دیگر بهتر باشد، به نظر من بیشتر از هر چیز به مقدار شراکت والدین در ساختن فضای روانی مثبت آن مدرسه بستگی دارد.

سهیلی در ادامه گفت: ما زیاد از مدارس دولتی را داریم که با قوت و قوت توانسته‌اند فضایی مشارکتی و مثبت را برای دانش‌آموزان و اولیا تشکیل کنند؛ به‌طوری‌که برای ثبت‌نام در این مدارس، خانواده‌ها صف می‌کشند. از نظر دیگر بعضی اوقات دیده می‌شود که در کنار این مدارس، مدرسه‌ای دیگر وجود دارد که خانواده‌ها تمایل اشکار می‌کنند فرزندان خود را از آنجا برداشته و به مدارس دولتی منتقل کنند.

وی پافشاری کرد: به این علت این تفکر و باور که فقطً نوع مدرسه دولتی یا غیردولتی تعیین‌کننده کیفیت آموزشی و تربیتی است، باید اصلاح شود. فضای مدرسه را والدین می‌سازند؛ نه فقطً ساختمان و امکانات. این تعامل خانواده‌ها و آن حس مسئولیت جمعی نسبت به مدرسه است که می‌تواند فضای آموزشی و تربیتی را تعالی ببخشد.

این روانشناس افزود: ما باید این حس ارزشمندی را در همه مدارس‌مان داشته باشیم؛ نیرو‌های زحمت‌کش در هر دو نوع مدرسه وجود دارند و فعالیت می‌کنند. فضا را والدین با الگوی مشارکتی تشکیل می کنند.

پر بیننده ترین سایت خبری تحلیلی فارسی زبان جهان ,اخبار سیاسی اخبار فرهنگ وهنر اخبار اجتماعی اخبار اقتصادی اخبار ورزشی و تکنولوژی را در سایت خبری تاشکن بخوانید.

سهیلی افزود: با اهمیت ترین عاملی که در شکل گیری شخصیت، نگرش، قیمت و حرکت دانش آموزان موثر است که در هفت سال اول زندگی توسط خانواده انجام می‌شود، یکی از نقش‌هایی که خانواده‌ها ایفا می‌کنند و یکی از این نقش‌ها الگو بودن حرکت والدین است که بر پایه آن الگو‌های رفتاری دانش آموزان را شناسایی می‌کنیم.

این رواشناس پافشاری کرد: نقش دوم خانواده، تشکیل فضای امن عاطفی است یعنی خانواده باید محیطی امن، مهر امیز و توأم با احترام برای رشد روانی و عاطفی فرزند خود فراهم کنند.

او همین طور گفت: نقش سوم خانواده، نقش پرورش دینی و اخلاقی است که خانواده‌ها  با انتقال قیمت‌های اخلاقی، دینی و فرهنگی به فرزندانشان این نقش را ایفا می‌کنند. انتقال هم باید با حرکت باشد و هم با گفتار.

وی تصریح کرد: دانش آموزان بعد از گذراندن دوره کودکی در خانه داخل نظام آموزش و پرورش خواهد شد، خانواده باید هم چنان نقش فعالی داشته باشد. یعنی پیگیر حالت تحصیلی فرزند باشد، انگیزه تشکیل کند و در پیشرفت تحصیلی فرزند شراکت کند. این چیزی است که ما به آن نقش پیگیری تحصیلی خانواده می‌گوییم.

سهیلی او گفت: نقش دیگر خانواده‌ها درزمینه آموزش توانایی‌های پایه و زندگی است که این خانواده این چنین می‌تواند در آموزش توانایی‌های پایه و زندگی نقش ایفا کند که این توانایی‌ها همانند مسئولیت‌پذیری، مدیریت زمان و ربط مؤثر است؛ خانواده‌ها می‌توانند با رفتاری مناسب الگوی رفتاری خود را به دانش آموز انتقال دهد.

این روان‌شناس تربیتی پافشاری کرد: نهاد مدرسه  نقش‌هایی را برای پرورش ایفا می‌کند که از نظر تربیتی مدرسه هم خانه دوم دانش‌آموز محسوب می‌شود، خانواده‌ها فرزندشان را به مدرسه می‌سپارند تا در آن محیط، اجتماعی شدن را یاد بگیرد و با ساختار‌های اجتماعی قانون‌مداری، انضباط، تعامل گروهی آشنا شود.

وی اظهار کرد: دومی نقش مدرسه مبنی بر نقش رسمی و علمی است، یعنی آموزش علوم پایه همانند ریاضی، زبان، علوم تجربی و دیگر توانایی‌های شناختی از طریق مدرسه آموزش و گسترش اشکار می‌کند.

سهیلی افزود:علاوه بر این، مدرسه نقش مهمی در پرورش اجتماعی و فرهنگی دانش‌آموزان دارد. دانش‌آموز از طریق مراعات قوانین مدرسه، شرکت در فعالیت‌های گروهی، مسابقات فرهنگی و تعامل با هم‌کلاسی‌ها، توانایی‌هایی همانند همدلی و همکاری را یاد می‌گیرد.

این روانشناس تصریح کرد: در مدرسه، دانش‌آموز تفاوت‌های فردی خودش را با دیگران می‌بیند و یاد می‌گیرد آنها را بپذیرد. این چنین توانایی‌های اجتماعی همکاری و همدلی را آموزش می‌بینند و پرورش خواهند داد. کتاب‌هایی همانند تفکر و سبک زندگی نیز در این مسیر پشتیبانی‌کننده می باشند.

او همین طور گفت: نقش مهم دیگر مدرسه، شناسایی و پرورش توانمندیهای خاص دانش‌آموزان است. معلمان طبق معمولً توانمندیهای دانش‌آموزان را شناسایی می‌کنند و آنها را در جهت رشد و پرورش آن توانمندیها هدایت می‌کنند. این کار در قالب فرایند هدایت تحصیلی در طول دوران تحصیل اتفاق می‌افتد و به‌صورت برجسته‌تر، در پایه نهم خودش را مشخص می کند؛ یعنی وقتی که دانش‌آموز باید انتخاب رشته کند.

سهیلی تصریح کرد:ما تعداد بسیاری از توانایی‌ها و آموزش‌های اختصاصی همانند تشویق کردن و جهت‌دهی به دانش‌آموزان را جزو نقش‌های مهم معلمان می‌دانیم. اینها مجموعه‌ای از عمل های موثر می باشند که علترشد متوازن دانش‌آموزان خواهد شد.

این روانشناس فرمود: نقشی  که معلمان که خواسته یا ناخواسته دارند، نقش الگویی آنها است. معلمان می‌توانند الگو‌های زیاد مؤثری برای دانش‌آموزان باشند. غالب دانش‌آموزان، حرکت‌های معلمان خود را پیروی می‌کنند و این حرکت‌ها امکان پذیر به‌صورت یادگیری‌های نهفته، در مرحله های بعدی زندگی آنها ابراز اشکار کند، به همین علت، معلمان باید حرکت‌هایی محترمانه، عادلانه و دلسوزانه داشته باشند. این حرکت‌ها نه‌تنها بر سلامت روان دانش‌آموزان تأثیر مثبت می‌گذارد، بلکه پایه‌گذار شخصیت اجتماعی آینده آنها خواهد می بود.

او همین طور گفت: آنچه که این اتفاقات را خوشایندتر می‌کند، هماهنگی بین مدرسه و خانواده است. برای پرورش موفق دانش‌آموزان، وجود یک ربط قوی و سازنده بین این دو نهاد زیاد الزامی است. خانواده و مدرسه باید هم‌جهت و هماهنگ عمل کنند.

سهیلی اظهار کرد: این تعامل یک الگوی مشارکتی است، در خصوص ساختن این الگوی مشارکتی در مدارس، باید او گفت که دو عامل در پیروزی آن نقش اساسی دارند. عامل اول، اعتدال قوت بین خانواده و مدرسه است. بعضی اوقات امکان پذیر یکی از این دو نهاد  چه خانواده و چه مربیان نقش خود را نادیده بگیرد یا بیشتر از حد بر نقش خود پافشاری کند. اما باید تعادلی بین قوت خانواده و قوت مدرسه وجود داشته باشد.

وی تصریح کرد: در واقع، خانواده‌ها فرزندانشان را به مدرسه می‌فرستند، چون اعتقاد دارند مدرسه قوت بیشتری برای آموزش و پرورش دارد. اما این بدان معنی نیست که این دو نهاد مکمل یکدیگر نیستند؛ بلکه باید مکمل هم باشند.

این روانشناس افزود: عامل دوم پیروزی در شراکت خانه و مدرسه، ویژگی‌ها و اشتیاقی است که معلمان از خود نشان خواهند داد. معلمان می‌توانند با صمیمیت، دلسوزی، انعطاف‌پذیری، در دسترس بودن و قابل مطمعن بودن بر شراکت خانواده تاثیرمثبتی داشته باشند.

سهیلی با اصرار براینکه حالت جاری جامعه ما، نتیجه یادگیری‌های دیروز افراد در خانه و مدرسه است، گفت: اگر بخواهیم به حالت آینده هر جامعه رسیدگی کنیم، باید باید امروز بر دانایی افراد در خانه و مدرسه اندوخته‌گذاری کنیم.

وی با گفتن این که اصل مهم دانایی این است که آینده یافتنی نیست، بلکه ساختنی است؛ در ادامه گفت: اگر به جستوجو ساختن آینده جامعه هستیم، باید بین خانه و مدرسه یک پل ارتباطی تشکیل کنیم. پلی که علتافزایش دانش و آگاهی بچه‌ها شود؛ و این پل، باید از دل جامعه عبور کند. خانه و مدرسه مکمل یکدیگر در فعالیت‌های تربیتی می باشند.

این روانشناس تصریح کرد: هنگامی حرکت معلمان و اولیای مدرسه و این چنین حرکت والدین با موازین  آموزش و پرورش و روان‌شناسی رشد هم‌راستا نباشد، سلامت روانی و اجتماعی دانش‌آموزان به خطر می‌افتد؛ به این علت نتیجه شراکت بین اولیا و مربیان، اعتمادسازی است. اعتمادسازی که تبدیل رشد، سازندگی و پیشرفت دانش‌آموز و جامعه خواهد شد.

سهیلی تصریح کرد: پیروزی تحصیلی و تربیتی دانش‌آموزان در گرو ربط مستمر، مؤثر و همکاری بین نهاد خانواده و مدرسه است. این رابطه تعاملی حتماً باید دوطرفه باشد. وجود معلمان باصلاحیت، هیچ زمان نمی‌تواند جای خالی پدر و مادر را پر کند و برعکس والدین توانمند نیز نمی توانند جای مدرسه را بگیرند.

وی اظهار کرد: اگر والدینی فکر می‌کنند که هنگامی فرزندشان را به مدرسه می‌فرستند، دیگر نقشی در پرورش ندارند و همه چیز را باید مدرسه انجام دهد، این یک تفکر سنتی و نادرست است و باید اصلاح شود.

انتهای مطلب/

دسته بندی مطالب

کسب وکار

اخبار ورزشی

اخبار اقتصادی

فرهنگ وهنر

سلامتی

اخبار تکنولوژی

[ad_2]

منبع